سلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام دوستان خوبم.احوالات خوبه؟ خوش می گذره ما رو نمی بینید؟بعد یه مدت دوباره اومدم ببخشید نتونستم بهتون سر بزنم .آخه میدونین اصلا حوصله ی وبلاگم رو نداشتم نت می اومدم اما وبم نمی اومدم ببینم چه خبره؟ نمیدونم چرا حوصله اشو نداشتم...
خب چه خبرا؟ منم خوبم امتحان کنکور رو هم دادم بدک نبود تا ببینیم چی پیش میاد واسه امروز کافیه با یکی از ترانه های مورد علاقه ام که تقدیم میکنم به شما عزیزانم حرفو تموم میکنم:



![]()


رودرو دیوار این شهر،همش از تو یادگاره
توی این کوچه ی تاریک منو تنها نمی ذاره
یاد حرفای قشنگت که توقلبم لونه میکرد
یاد دلتنگی چشمات که منو بهونه میکرد
میزنه آتیش به جونم،پس کجایی مهربونم
آخه من ترانه هامو واسه کی پس بخونم
دل من هواتو کرده آخ کجایی نازنینم
کاشکی بودی و میدیدی، بی تومن تنهاترینم
توی این بازی که ساختی من همه هستیمو باختم
زیر پات گذاشتی آخر عشقی که من از تو ساختم
اگه تو دوسم نداشتی از دلم خبر نداشتی؟
دلت از سنگ شده انگار که من وتنها گذاشتی؟!

در ابتدا سال 1387 خورشیدی رو به همه ی شما دوستان عزیزم تبریک میگم. ببخشید که وقت نشد قبل از این خدمت برسم.میدونم دلتون برام تنگ شده اما خب چاره ای نیس . بالاخره من اومدم دیگه خوشحال باشید زیاد!!!! میدونین بچه ها من دوباره رفتم مشهد (الان بعضیاتون دارین از حسودی میترکین میدونم
)وای که چقدر حال داد ایندفه از اون دوبار قبلی بیشتر. ششم فروردین رفتیم تا 12 فروردین (دقیقا وقتی یه ماهه شدم برگشتیم
)البته اینبار با ماشین خودمون رفتیم نمیدونین چقدر خوش گذشت . میدونین ما هیچ قصدی واسه مسافرت نداشتیم خواهرم اینا اومدن خداحافظی کنن برن مشهد ما هم گفتیم بریم . نمیدونم امام رضا عاشق من شده یا به قول یه بنده خدایی می خواد به راه راست هدایتم کنه که منو زود به زود می طلبه ؟!که البته هر بار که میام عوض اینکه درستر شم خرابتر میشم یعنی عوض اینکه به راه راست هدایت شم بر عکس میشه به راه چپ منحرف میشم ( تا الان هم چند بار رفتم بیمارستان
) بگذریم

اینم یکی از ترانه هایی که خیلی دوسش دارم و زیاد گوش میدم تقدیم به همه اتون
حس تو، نبض تو، دست تو، خاطره شد
عشق تو، یاد تو، اسم تو، خاطره شد
مثه یه حس زیبا مثه یه خواب کوتاه
من اسم توگذاشتم قشنگترین اشتباه
بی تو هر لحظه ی من شکست بی صدا بود
این خنده ها دروغه عید و شادی کجا بود
دست نوازش تو هنوز رو پوست منه
گرمی خوب دستات منو آتیش میزنه
روزای شادی و عشق حیف که چه زود میگذره
یه قاب عکس خالی زیر پاهام همیشه
یه پنجره که هرگز به جایی باز نمیشه
گرفته پر ستاره فانوس عشق براهه
نرفت از یاد عیده هنوز رنگ نگاهه
رفتی تو از زندگیم انگارکه یک خواب بودی
تو لحظه های عمرم افسوس که کمیاب بودی
می دونستم از اول این رسم زندگی نیست
خوشبختی هم زود گذر، هرگز همیشگی نیست
به دنبال یه رویا که دست نیافتنی بود
میدونستم از اول قلبم شکستنی بود

دیروز یه جشن کوچیک هم گرفتم جای همه تنو حسابی سبز ؟! موقعی که شمع هارو فوت کردم دوتاش خاموش نشد نمیدونم 18 سالمه یا حکمت خدا بود و چیزه دیگه ای ...

من شعرو حرف دل میدونم. یعنی هر شعری حرفای ناگفته رو بیان میکنه . این شعر هم ناگفته های دل منو بیان میکنه اگه دوست داشتین بخونینش ...
وقتیکه گریه ام میگیره! دلم میگه مبارکه
قدر اشکاتو بدون هنوز چشات بی کلکه
وقتیکه گریه ام میگیره! یه آسمون بارونیم
اما به کی بگم خدا،من تو دلم زندونیم
سرمو بالا میگیرم ، کسی جوابم نمی ده
خیلی شباست یه رهگذر به گریه هام نخندیده
این چه روز و روزگاریه؟ منو یه دنیا بی کسی؟!
شدم یه مشت خستگی ، یه کوره ی دلواپسی
میخوام تلافی نکنم، حرمت دل رو می شکنن
دارن به جرم سادگیم ، چوب حراجم میزنن
تو این ولایت غریب ، دل مرده ها عزیزترن
وقتی یه عشق عاشقاست ، قلبای سنگی می خرن!!
*فردا اولین سالگرد تولد وبلاگ منه . یعنی وبم یه ساله میشه. میدونی بچه ها من ساختن وبلاگ رو نه کسی بهم یاد داد نه بهم کمک کرد با هزار بدبختی ساختمش. من پارسال مهر ماه کلاس کامپیوتر رفتم اما چیزه زیادی بهم یاد ندادن.فقط ساختن ایمیل بود که وارد شدن تو چت و ایمیل روهم بهمون یاد ندادن. یادمه اولین بار که توی یه سایت عضو شدم گفته بود پسورد به ایمیلتون ارسال شده شاید خیلی خنده دارباشه اما من نمیدونستم چطوری وارد ایمیلم بشم.تا بارها وشاید حدودا دوهفته اینقدر کلانجار رفتم تا یاد گرفتم که باید تازه برم تو سایت یاهو واز اونجا برم تو میلام. قبل از اینکه کلاس برم کامپیوتر برام فقط حکم اینو داشت که باهاش آهنگ گوش بدم و بازی کنم . یادش بخیر چقدر خوب بود که هیچی بلد نبودم واقعا حسرت اونروزا رو میخورم . هرچند با یاد گرفتن نت وساختن وبم دوستان خوبی مثه شما پیدا کردم اما ضرر بزرگی رو متحمل شدم که هنوز داغش رو دلمه ...

**توی دی ماه هوا به اون سردی یه روز که با دوستم رفته بودیم بیرون هوس بستنی خوردن افتاده بود تو وجودم دوستمو خفتش کردم گفتمش زود باید برام بخری.هی گفت بیخیال هوا سرده؟گفتم نچ حال میده زود می خری. خلاصه رفتیم تو یه مغازه به فروشنده گفتم ببخشید بستنی دارین؟ اول یکم چپ چپ نگاه کرد(احتمالا میخواست ببینه از نظر عقلی سالمیم یا نه؟!)بعد گفت آره،کدوم نوعش؟ منم بستنی نونی رو نشونش دادم بعد بستنی رو آورده یکم نگاه کرد داد به ما و گفت ببینین شما میتونین بفهمین قیمتش چنده؟(قبلا که گرفته بودم 125 تومن بودش)گفتم نمیشه بخونیش ولی قیمتش قبلا اینقدر بوده! بستنی ها رو از دست ما قاپید و گذاشت سر جاش؟! دیدم این دوست بیچاره داره منو میکشه میگه بیا بریم. بهش گفتم بستنی میخوام.منم هنوز مات و مبهوت ایستاده بودم فکر کردم یه نوع دیگه میخواد برامون بیاره؟!رفتیم بیرون بهش گفتم یعنی نمیخواست بستنی بهمون بده نهلا هم گفت پس فکر کردی میخواد برات بسته بندی هم کنه بعد بهت بده؟! البته این نهلا که از خداش هم بود! ولی نتونست در بره یه روزه دیگه خفتش کردم برام خرید(اگه گفتین چه بستنی؟ بستنی عروسکی ولی خیلی خوشمزه اس یه بار امتحان کنین حتما ) اونم ساعت 6 بعداظهر که هوا سردتر از صبحه هر کی مارو میدید یکم چپ چپ نگاه میکرد. حتمأ پیش خودش هم میگفت خدا شفا بده؟!
اینم یه ترانه که ترانه های مورد علاقه ی خودمه حتما بخونش و اگه تونستی گوشش بده که پشیمون نمیشی
از راهی که رفتی برنگرد که دیگه دیره
آخه دلم یه جا دیگه گیر کرده اسیره
نیا پیشم ولم کن برو حوصله اتو ندارم
از ناز وادات خسته شدم حالتو ندارم
یکی پیدا شد صد مرتبه از تو قشنگتر
یکی پیدا شد هزار دفه از تو یه رنگتر
یکی پیدا شده که قدر عشقمو میدونه
از توی چشام حرف دلمو میخونه
مثه تو نیست که هرکاری کنم ایراد بگیره
هرچی بهش بگم حالیش نشه هیچی نگیره
اگه یه لحظه پیشش نباشم دلش میگیره
منو دوسم داره عاشقمه واسم میمیره
مثه تو نیست که از عاشق شدن هیچی ندونه
همه حرفای عاشقونه رو بازی بدونه
مثه تو نیست که راست و چپ بره بگیره بهونه
بهونه های جورواجوربگیره از زمونه
سلام.ایام مبارک دهه ی فجر رو به همتون تبریک میگم.

باید بگم که گاز مون وصل شد اونم بعد یکی دوماه.چه روزایی بود هوا سرد شما تصور کنین توی خونه با کاپشن ،چند جفت جوراب و ... بودیم. هوا هم که بس ناجوانمردانه سرد بودانگار در کوههای آلپ زندگی میکردیم!!! خدایی چطور می شد توی یه اتاق که هم تلویزیون هست هم سر و صدا هم همه ی افراد واسه کنکور درس خوند!!! مثه ادم داشتم درس می خوندم قبل قطعی گاز اما با اون وضعی که پیش اومد برنامه ی منم خراب شد. خوشابحال اونایی که امتحان کارشناسی ارشد داشتن امتحانشون افتاد تو اسفند ولی ما بدبختا برنامه ریزی تحصیلیمون ریخت بهم به هیچکس هم برنخورد.منم الان نمیدونم دیگه حوصله ی کتاب و دفتر رو ندارم چون یه ماه از درسام عقب افتادم.
راستی بعد اونهمه سرما دیروز اینجا برف اومد یعنی 1۲/۱۱/1386البته توی دی هم برف اومد اما خیلی کم.بقول داداشم مردم شاهرود هم مثه مردم چین هیجانزده شده بودن آخه بعد مدتها برف می دیدن؟!

خب دیگه یه شعر می ذارم که خودم خیلی ازش خوشم می یاد زیاد گوشش دادم برای شمام میذارم امیدوارم شما هم خوشتون بیاد
هی نشین غصه نخور رفته که رفته
اگه دوست داشت نمیرفت اونکه رفته
هی نشین چشم به راه رفته که رفته
اگه عاشق بود نمی رفت اونکه رفته
بی خیالش مگه چند سال تو جوونی
بی خیالش مگه چند سال تو میمونی
بی خیالش اینا رسم روزگاره
همشون کار خداست حکمتی داره
یاد حرفای قشنگش میدونم مثل یه داغه
اون دلت خیلی گرفته شده قلبت پاره پاره
اونکه رفته دیگه رفته دیگه اون دوست نداره
دیگه دست بردار عزیزم برو سوی عشق تازه
هیچ کسی نمی دونه توی دلت چی میگذره
حرفات اندازه کوهه پر غروری خیلی ساده
اون که رفته دیگه رفته دیگه برگشتی هم نداره
اگه دوست داشت نمی رفت حتی برای یه لحظه

اول سلام.این چند وقتی نبودم چه خبرا؟دسته گلی به اب ندادین که! خب روبوسی و ماچ رو هم بذارین کنار که من از این کار هیچ خوشی ندارم .جاتون حسابی خالی مشهد خیلی خوش گذشت البته یه خرده هم بد... هوا اونجا یه خرده سرد بود تازه برف هم اومد.منکه حسابی سرما خوردم اخه اونجا چیزی نمیدادن بخوریم مجبور شدم سرما رو بخورم.دوستان عزیز برا همتون هم دعا کردم البته واسه یکی بیشتر از همه خودش میدونه کیه؟! بهش گفتم!دیگه جاتون حسابی خالی بود دیگه.
الان حسابی دلم برا مشهد تنگ شده.هروقت میرفتیم اونجا دوست داشتم زود برگردم دلم برا خونمون تنگ میشد اما این سری اصلا دلم نمیخواست برگردم خونه. نمیدونم چرا با اینکه چهار روز اونجا بودیم ولی دلم نمیخواست برگردیم!وای امام رضا کی میشه دوباره بیام پیشت یعنی میشه!من دیروز صبح رسیدم ساعت ۸ نمیدونم این مشهد اصلا یه جوری بود از اونطرف هم که میخواستیم بریم اصلا باورم نمیشد که داریم میریم مشهد تو کوپه که نشسته بودیم داشتیم گل میگفتیم گل می شنفتیم دیدیم یه دفه در زدن گفتن اماده شین داریم میرسیم ایستگاه مشهد همه تعجب زده چه زود رسیدیم.از این طرف هم همه خواب بودیم یه دفه تیگ تیک!گفتیم کیه؟گفتن اماده شین رسیدین ایستگاه شاهرود!ساعت نگاه کردم دیدم ۸صبحه گفتم یعنی چی چه زودی رسیدیم!
وای دوبار رفتم از نزدیک ضریح رو زیارت کردم.چه حالی داشت!البته یه بارش نزدیک بود خفه بشم چنان منو چسبونده بودن به ضریح که دیگه نای نفس کشیدن نداشتم فقط میگفتم خانوم تورو خدا دستتو بردار از بس بهم فشار اوردن نزدیک بود خفه شم خلاصه دستمو از اون عقب گرفتن منو کشیدن بیرون خدا بهم رحم کرد وگرنه خفه میشدم!با اینکه هوا اونجا خیلی سرد بود اما مگه حرم خالی میشد از ادم! همیشه پره ادم بود!توی اتاق ما یه خانومی بود میانسال با دخترش این مادر و دختر شده بودن جوک!ساعت ۱۱:۳۰ که چراغو خاموش میکردیم بخوابیم اینا شروع میکردن میگفتن و میخندیدن ما هم از دست کارای اینا از خنده ریسه میشدیم هم خوابمون می اومد هم که به کارای اینا میخندیدیم.روزها هم که میخواستن برن بیرون همه ی تختخواب و لباسا که بهم ریخته بود رو این خانوم میگفت وجیهه ما اومدیم اینجا نباید اینطوری باشه ! تو با اون دوستت یکسره کشتی میگیرین باید جمع کنین تا بهش میگفتم چرا همش من میگفت از ما گذشته اگه یکی بیاد میگه این دختر چقدر شلخته است! نمیدونم چزا به من بیچاره گیر داده بود دیواری از من کوتاهتر نبود انگار!ولی خب با همه ی اینا خیلی خوب بود منکه دوست دارم دوباره برم هرچند به خوبی زمانی نیست که ادم با خونواده اش میره.چون اونموقع ازادی اما خب ولی خیلی خوش گذشت!من از بین ائمه به امام رضا ارادت خاصی دارم مشهد رو هم خیلی دوست دارم یعنی یه جورایی عاشق مشهدم.کی بشه دوباره برم برام دعا کنین تا دوباره برم پابوس اقا!به امید اینکه همگی بریم.یا حق!
اینم یه شعر در واقع شعر اهنگ وبلاگم:
بی تو این روزای روشن واسه من تاریکو تاره
وقتی بی تو تکو تنها زندگی معنا نداره
از همون روزی که رفتی دل به هیچکسی ندادم
فکر میکردم یه روزی میرسی تو بیکسی به دادم
گفتن لحظه اخر واسه من هنوز سواله
دیدن دوباره تو هوسو خواب خیاله
لحظه های اخر تو توی قلب من میمونه
هیجکس مثل من بلد نیست قدر چشماتو بدونه
رفتی و چشمای خیسم یادگاری از تو مونده
بی وفاییات هنوزم تو رو از دلم نرونده
چشم به راه تو میمونم تا که برگردی دوباره
میترسم وقتی که نیستی دل من طاقت نیاره
رفتی اما خاطراتت توی قلب من میمونه
هیچکی مثل تو بلد نیست دلمو بسوزنه
تا وقتی که زنده هستم چشم به راه تو میمونم
تو دیگه رفتی که رفتی نمیای پیشم میدونم
اما هر جاکه هستی منو تو دلت نگه داره
با چشای خیسو گریون من میگم خدا نگه دار

سلام دوستان عزیزم .خوبین خوش میگذره؟منم بد نیستم یه نفسی میاد و میره دیگه!!!!دیگه چه خبرا؟؟؟منکه خبری ندارم.بچه ها من دارم میرم پیش امام رضا .هر کی سوغاتی میخواد پولشو بیاره تا براش بگیرم
دلم واقعا هوای حرمشو کرده اون کبوتراش، اون ایوون طلاش،اون ضریح پاکش،اخی ای خدا ...

واقعا به یه مسافرت نیاز دارم.میخوام برم پیش امام رضا از دلتنگیام براش بگم. باهاش درد و دل کنم.پارسال که رفتم مشهد من و خواهرم و دوستش و دوست خودم با هم رفتیم حرم قرار شد دو رکعت نماز امام زمان(عج) بخونیم منم که تازه دفعه ی اولم بود.نمیدونستم چطوری بخونم خلاصه دوست خواهرم روششو گفت. و نمازشو بست .منم نمازمو شروع کردم.خلاصه ی کلام اونا رکعت دوم رو خوندن من هنوز تو رکعت اول بودم پیش خودم گفتم اینا چقدر تند میخونن که به این زودی تموم شد حالا هم پاهام درد گرفته هم کمرم خلاصه بعد یه مدت نماز منم تموم شد به خواهرم گفتم شما چطور نماز خوندین که از من اینهمه جلو افتادین .اونم گفت مثه ادم گفتمش مگه نمیخواستی ۱۰۰ بار ایک نعبد و ایاک نستعین اهدنا الصراط المستقیم رو بگیم گفت تو اینو گفتی گفتم اره چطور? گفت خاک تو سرت نکنن فقط میخواستی ۱۰۰بار اياک نعبد و اياک نستعين رو بگی اقا مارو بگير انگار يه سطل اب سرد ريختن رومون.گفتم پس بگو چرا من هنوز رکعت اولم شما رکعت دومتون هم به نصفه رسيد.از اون روز به بعد ديگه ياد گرفتم چطوری بخونم هر چند امسال رفتم مسجد جمکران اما فرصت نشد نمار امام زمان رو بخونم
خب اينبار اميدوارم اين نهلا هم بذاره يه اب خوش از گلومون پايين بره پارسال که جون به لبمون کرد
از سه روزی که اونجا بوديم دوروزشو با هم قهر بوديم
نهلا بهت بگم قيد پله برقی رو ميزنی هاااااااا
نگی بيا بريم سوار آبرومون ببری
خب دیگه من تا چند روز نیستم حتما بهم سر بزنین نکنه بگین وجیهه که نیست پس بیخیال وبش حتما بیاین وگرنه از نخود و کیشمیش خبری نیست
شاعر نيم و شعر ندانم که چه باشد
من مرثيه خوان دل دیوانه ی خويشم

زمانی من تنها بودم و تو تنها بودی...اکنون نیز من تنهایم و تو نیز تنهایی...پس چه تغییری اتفاق افتاده است؟
با چشاي بي تفاوت روبروي من ميشنی
ميگي هرچي بود تموم شد نميخو اي منو ببيني
روزاي خوبمون انگار همه از ياد تو رفته
روبروت گريه نکردم نميدوني که چه سخته
تو که جاي من نبودي وقتي خنده هاتو ديدم
وقتي اخرين کلامو از صداي تو شنيدم
نه تو اوني که ميگفتي،نه برات فرشته سازم
فکرشم نکرده بودم اينجوري به تو مي بازم

تا کی میخوای ردم کنی ...پیش همه بدم کنی
میخوای که از عشق خودت...رسوایی عایدم کنی
حالم خرابو داغونه ...بی مهریات فراوونه
اگه منو نخوای دیگه ... نفس برام نمیمونه
گریه هامو نمیبینی...غصه هامو نمیدونی
فریاد قلب زخمیمو ...از تو چشام نمیخونی
فرقی برات نمیکنه ... که من بمونم یا برم
حتی دلت نمیسوزه ...که پیشه چشمات بمیرم
اینقده دل شکسته ام ....از این زمونه خسته ام
تو از پیشم رفتی و من ....هنوز به پات نشسته ام
آري ... گاهي اوقات عاشق ميشويم
و طوري عشق ميورزيم که گويا معشوق پارهاي از تنمان شده و هر لحظه او را به خود نزديکتر ميبينيم به طوري که همه آينده خود را در وجود او خلاصه کرده و حتي گاهي اوقات زندگي بدون او را بدتر از جهنم ميبينيم و گاهي اوقات دلمان آنقدر برايش تنگ ميشود که ميخواهيم او را از روياهايمان بيرون کشيده و در دنياي واقعي در آغوش گرفته و به اندازه تمام عمر گريه کنيم....
یه سلام پره درد،پره بغض،پره اشک و اه وناله!اخه روزگار وحشی طعمه ی بعدی تو عشق منو اون بود.میدونم که حسودیت شد ،میدونم که نتونستی ببینی منو اون بهم علاقه داریم همو دوست داریم!لعنت عشق بر تو جدایی.لعنت من به تو روزگار!اخه چطور میتونم فراموشت کنم!اخه خداااااااااااااا چرا صدامو نمی شنوی!
چون پا به دنیا گذاشتم امر کردند دوست بدار و چون دوست میدارم گفتند فراموش کن!!!
اره این یه رسمه یه رسم مزخرف که وقتی دوتا همو میخوان ،دوست دارن یه چیزی باعث بشه اینا بهم نرسن و جدا بشن!
قسمت نمیشه انگار،که دستتو بگیرم
برای اخرین بار برای تو بمیرم!
عزیزکم،گل من اخه چطوری فراموشت کنم و قتیکه دل نمی خواد و یاد نمیذاره!چطوری خاطراتتو از صفحه ی ذهنم پاک کنم!چطوری به دلم بگم تو رفتی واسه همیشه وقتی خودم هنوز نمیتونم باور کنم!چطوری نفس بکشم وقتی که هوایم،تو رفتی! چطوری ...اخه خدااااااااااااااااااااااا 

اینو تقدیمش میکنم به قلب مهربون تو ...
ترانه یادم نمیاد اما بدون دوست دارم
بدون که با نبودنت قدم قدم بد میارم
طلسم خوشبختی من چشمای عاشق تو بود
وقتی که بودی میشد از روزای افتابی سرود
ترانه یادم نمیاد اما هنوز کنارتم
تو یار من نیستی و من،تا ته دنیا یارتم
ترانه یادم نمیاد،اما چشات به یادمه
خاطره هارو رج زدن،بودن من همین دمه!
نظرات ()